روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 93
عبهر العاشقين ( فارسى )
« امّا عشق عقلى ، از سير عقل كلّ در جوار نفس ناطقه در عالم ملكوت پديد آيد از لوائح مشاهدهء جبروت . اين بدايت عشق الهى است . « امّا عشق الهى ، ذروهء علياست ، درجهء قصوى است ، و آن را بداياتست . انبساط و نهايات جز از مشاهدهء جلال و جمالى برنخيزد . . . » « 1 » معشوق در فصل سوم « تصوّف » از عشق و جمال در نظر روزبهان بحث كرديم ، اينك گوييم : روزبهان در عبهر العاشقين صورت آرزو را به شكل « جنّى لعبتى » مىبيند و او را چنين وصف مىكند : « ازين كافرى ، رعنائى ، مكّارى ، زرّاقى ، شوخى ، عيّارى كه در طرف چشمش صد هزار هاروت و ماروت بود ، و در حلقهء زلفش هزار لشكر ابليس و قارون ؛ رنگ رخسارش زهره را خجل كرده ، و با مشترى در سماء بحسن و جمال مباهات نموده ، در تبختر آهوى عشقش شيران شكار كردى ، و به رعنائى زاهدان را از صومعهء ملكوت بيزار كردى . » « 2 » درينجا مكالمهء خود را با او نقل كند ، هويت اين لعبت زيبا را مىپرسد ، گفت : « من دست كرد لاهوتم * قايد و رهنماى ناسوتم » « اول خلق در جهان مائيم * ز همه جاى چهره بنمائيم . » « 3 » روزبهان تا پايان كتاب بدين معشوق خطاب كند . فعل و ضمير راجع به او را مؤنث آورده است « 4 » .
--> ( 1 ) - ص 16 - 17 . ( 2 ) - ص 6 . ( 3 ) - ص 7 . ( 4 ) - ص 12 س 1 و 2 .